الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

319

علل الشرايع ( فارسي )

عيسى ، از محمّد بن ابى عمير ، از حمّاد بن عثمان ، از عبيد الله بن على جعفى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، آن حضرت فرمودند : در كتاب جدّم اين مضمون را يافتيم : محرم رداء تكمه بسته به دوش نگيرد . اين مضمون را براى پدرم ذكر كرده و سرّش را خواستار شدم . پدرم فرمود : علَّت آن اين است كه جاهل تكمه هاى لباسش را نبندد امّا فقيه و عالم برايش اشكالى ندارد چنين لباسى را بپوشد . باب صد و چهل و هفتم سرّ مستحب نبودن فرستادن هديه به كعبه و تكليف انسان نسبت به آنچه به عنوان هديه براى كعبه فرستاده اند حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از ابراهيم بن هاشم ، از عبد الله بن مغيره ، از سكونى ، از حضرت جعفر بن محمّد ، از پدر بزرگوارش از على عليهم السّلام ، حضرت فرمودند : اگر دو بيابان وسيع كه در آن دو طلا و نقره جارى بوده از من باشد اندكى از آن طلا و نقره را براى كعبه هديه نمىفرستم زيرا اين هدايا نصيب دربانان و پرده داران كعبه شده نه مساكين و فقراء . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه از محمّد بن يحيى عطَّار ، از بنان بن محمّد ، از موسى بن القاسم ، از على بن جعفر از برادرش حضرت ابى الحسن عليه السّلام ، على بن جعفر مىفرمايد : از برادرم پرسيدم : مردى كنيز خود را براى كعبه هديه فرستاده وظيفه اش نسبت به آن چيست ؟ حضرت فرمودند : مردى كه كنيز خود را براى كعبه هديه نموده بود نزد پدرم آمد و وظيفه خود را جويا شد ؟ پدرم به او فرمود : كنيز را قيمت كرده يا به فروش ، سپس به منادى امر كن بر روى سنگى رفته و با صداى بلند بگويد : توجّه ، توجّه : هر كس كمبود نفقه داشته يا ابن السبيل گرديده يا طعام و خوراكش مفقود گشته به فلان بن فلان مراجعه نمايد بعد به منادى امر كن پول كنيز را بر طبق نوبت بين مراجعين تقسيم كند تا پول تمام شود